مرد خاكستري اصلاحات كيست ؟
 
در جلسات اساسي حزب اصلاحات ، آخرين جمع بنديشان به اينجا رسيد كه ما نياز به يك پدر معنوي داريم . اصلاحات نياز به يك پدر معنوي دارد . پس از بررسيها به اين نتيجه رسيدند كه موسوي خوييني ها مصداق خوبي براي اين گزينه مي باشد .

لذا مركز تصميم گيري اصلاحات براي انتخابات رياست جمهوري دهم از گروهي جي ۷ به مجمع روحانيون منتقل شد . مجمع روحانيون مركز راهبردسازي ، توليد فكر و اتخاذ استراتژيهاي مهم اصلاحات شد و بقيه احزاب و جريانهاي سياسي بايد تحت لواي موسوي خوييني ها به فعاليت خودشون ادامه مي دادند .

موسوي خوييني ها چه شخصيتي است ؟
در آن موقع خيلي از دوستان از اين انتقال خوشحال شدند و مي گفتند كه الحمدالله مركز فكر اصلاح طلبها به دست مجمع روحانيون افتاد ؛ چون مشاركتي ها و كارگزاران و ... آدماي راديكال و تندي بودند اما مجمع روحانيون آدماي انقلابي هستند كه با امام (ره) بودند و تو اينجا ديگر ما شاهد آن اقدامات ضدانقلابي و ضدامامي و راديكالي نخواهيم بود .
همان موقع اولين هشدارها را خدمت برخي از دوستان و برخي از مسئولان اعلام كرديم كه از اين به بعد كشور درگير يك سري اقدامات امنيتي خواهد شد ؛ به دليل عقبه اي كه ما از موسوي خوييني ها سراغ داشتيم .

موسوي خوييني ها در جريان انقلاب ، از ابتدا تاكنون ، تمام اقداماتش مشكوك مي باشد . ايشان ، براساس اسناد و مداركي كه ما در اختيار داريم ، بي شك مرتبط با سرويسهاي جاسوسي بيگانه مي باشد . نقش موسوي خوييني ها در تسخير لانه ي جاسوسي حايز اهميت و بررسي مي باشد .

وقتي به موسوي خوييني ها در جريان تسخير لانه ي جاسوسي مي گويند كه چرا اينكار را كرديد و آيا براي اين اقدام با امام (ره) هماهنگ كرديد ؟ موسوي خوييني ها پاسخ مي دهد : خير ؛ ما براساس بررسيهايي كه انجام داديم به اين نتيجه رسيديم كه اگر با امام (ره) در ميان بگذاريم ، ايشان براساس معذوريتهايي كه دارد ، با اين اقدام مخالفت خواهد كرد !     
خيلي جالبه ، با علم به اينكه مي دانند اگر به امام (ره) بگويند امام (ره) اجازه ي انجام آن را نمي دهند اين كار را مرتكب مي شوند و اين تسخير انجام مي گيرد .
جالب اينجاست كه امروز در دانشگاههاي امنيتي آمريكا و غرب ، براي دانشجويان اينگونه تفسير مي كنند ، كه يكي از شگردهاي ما براي دولتهايي كه برعليه ما بر سر كار مي آيند و براي اينكه مجددا دولتهاي وابسته به خود را در آن كشور مستقر نماييم اين است كه به عوامل خود در آن كشور دستور مي دهيم كه به سفارتهاي ما در آن كشور حمله بكنند و آن را تسخير كنند ، ما سپس به بهانه ي اينكه سفارتخانه بخشي از خاك كشور ماست و اكنون مورد تجاوز قرار گرفته ، به آن كشور لشكركشي مي كنيم و با اين كار ، آن نظام مورد نظر خود را در آن كشور مستقر خواهيم كرد .
اين واقعه ي طبس و كودتاي نوژه و ... در اين سير قرار مي گيرند و نقش موسوي خوييني ها در ماجرا بسيار مساله است .
 

موسوي خوييني ها بدون هماهنگي با امام (ره) اين كار انجام مي دهد آن هم در شرايطي كه كشور هنوز نظام به صورت كامل مستقر نشده ، نيروهاي نظامي شكل رسمي به خود نگرفته و درگير مسايل تسويه هستند و نيروهاي مردمي دچار درگيريهاي داخلي هستند . امام (ره) با مديريت خودشان اين ماجرا را جمع و جور كردند و اجازه ندادند دشمن به اهداف خودش برسد و بلافاصله اعلام كردند كه يك انقلاب دوم شكل گرفته است و اين حادثه را به سرعت در اختيار خودشان گرفتند .

جالب اينجاست كه آرمين ، چند روز پيش گفت اگر امام (ره) در اين ماجرا دخالت نمي كرد ما موضوع سفارت رو بهتر از اين مي توانستيم جمع بكنيم !؟! بهتر از اين چه جوري مي خواستيد جمع كنيد ؟!

ما كه از پشت پرده خبر داريم و مي دانيم كه طراحي دشمن بود و در اين ماجرا واسطه ها چه كردند .
موسوي خوييني ها نزد يكي از مسئولان ، كه برديده هاي كاغذهاي كشف در لانه ي جاسوسي را به هم مي چسبانده ، مي رود و مي گويد : 
يك سندي راجه به شهيد بهشتي مي توانيد پيدا كنيد كه ايشان با آمريكا ارتباط داشته ؟ آن مسئول مي گويد : نه . بعد موسوي خوييني ها مي گويد : آيا مي توانيد يك سند راجع به ارتباط بهشتي با آمريكا درست كنيد و براش بسازيد !!!

آقايان ! نقش موسوي خوييني ها بسيار عجيب و غريبه . بگذاريد يك كلام از شهيد بهشتي نقل كنم . ايشان مي فرمايد : موسوي خوييني ها افكار چپگرايانه دارد . منبرهاي ايشان گروه فرقان را پروش مي داد و پاي منبر ايشان كساني مثل اكبر گودرزي ( رييس گروه فرقان ) و محمد كشاني ( عامل ترور شهيد مفتح ) مي نشستند .

يكي از متهمين در زندان ( فتنه ۸۸ ) مي گويد : آن روز مطرح بود اگر انقلاب شود اكبر گودرزي و محمد كشاني ، بهشتي و باهنر و مفتح و مطهري را خواهند كشت ! چون موسوي خوييني ها اين افراد در سخنراني خود پرورش داده بود .

اين نگاه موسوي خوييني ها به اين شكل سوار موضوع ۱۳ آبان مي شود . حالا بماند كه چه اسراري را اينها از لانه ي جاسوسي بيرون بردند و بارها ايشان مورد سوال واقع شد و پاسخ نداد و امروز هم مرتب در حال فرار مي باشد و پاسخ نمي دهد كه آن اسناد چه شد و كجا رفت و به چه دليل بيرون رفت ؟!؟

آن روز يك حادثه ي امنيتي در كشور رخ داد . حالا اگر جلوتر بياييم در ماجراي ۱۸ تير ۷۸ مي بينيم كه باز نقش موسوي خوييني ها را مي بينيم و آن حادثه از روزنامه ي سلام ايشان رخ داد و باز هم يك اتفاق امينتي ديگر براي كشور ايجاد شد كه همان روز نوعي براندازي در كشور به راه افتاد در دولت خاتمي و به پشتوانه ي دستگاههاي رسمي كشور .

ابطحي در اعترافات خود مي گويد : حادثه ي ۱۸ تير سال ۷۸ محصول طراحيهاي تاج زاده بود . كه اون اتاق فكر ، ايشان بسيار موثر و اثرگذار بود .

جالب اينجاست وقتي جمعيت روز ۱۸ تير به سمت بيت مقام معظم  رهبري راه افتادند ، وقتي سردار جعفري اعلام مي كند كه خيابان جمهوري به پايين خط قرمز ماست و اگر پاشون رو پايين بذارند دستور تير مي دهيم ، تاج زاده شخصا سوار موتور مي شه و مي آد جمعيت رو از خيابان جمهوري و نزديك بيت رهبري جمع مي كند و به سمت ديگري هدايت مي كند تا مدريتشون از بين نرود و بتوانند اين اقدام رو به سر منزل مقصود و به مراد مد نظرشون برسانند و در شرايط سخت در نطفه خفه نشود !

اين فكر جرياني است كه موسوي خوييني ها استارت اوليه اش را  زد .

اين حادثه اي ، كه در انتخابات رياست جمهوري دهم پيش آمد ، باز هم نقش موسوي خوييني ها برجسته مي باشد . تا زماني كه فكر در اتاق جي ۷ بود اينها آمال و آرزوشون اين بود كه به قدرت برگردند اما نه اينكه تكليفشون رو با نظام روشن بكنند . اگر هم دوست داشتند ولي جرات بروزش رو نداشتند اما از زماني كه فكر منتقل شد به مجمع روحانيون ، در اولين جلسه موسوي خوييني ها گفت : برگشتن به قدرت شرط اول ماست . ما برگشت به قدرت رو بايد سكويي بكنيم براي به زير كشاندن نظام ! بايد تكليفمون رو براي اولين و آخرين بار با نظام روشن بكنيم !؟!ما اين دفعه مانند دوره ي قبل نيست كه بگذاريم آخر ۸ ال دولت خاتمي ، مجلس را به تحصن بكشانيم ، اين بار از همان روز اول پاشنه ها رو مي كشيم و تكليفمون رو با نظام روشن مي كنيم !؟!

ببينيد پدر معنوي جريان اصلاحات چه نگاهي رو به افكار تزريق مي كنه . از ۲ سال قبل از انتخابات اين فكر مسموم در جريان اصلاحات پمپاژ شد .
 
          

موسوي خوييني هادر جلسات راهبردي مي گويد : تجربيات ما و اصلاح طلبان زياد شده است و ما بايد بياييم و توان بگذاريم و به هر قيمتي كه شده ، آقاي خامنه اي را از تخت پايين بكشيم به معني اينكه ايشان بفهمد كه اينگونه نيست كه اين مملكت باشد و ايشان هم باشند و بخواهند مملكت را به هر سمتي كه مي خواهند بكشند !!! خاتمي و يارانش كلي تجربه كسب كرده اند .

اقدامات موسوي خوييني ها كاملا راديكالي ، بر عليه نظام و براي به زير كشاندن نظام مي باشد .
                                                      
                                                                    قسمتي از سخنراني سردارمشفق
نوشته طلبه شيرازي | ۲۱ تير ۱۳۸۹ ساعت ۰۴:۳۲:۱۱ | نظر بدهید (3) :موضوع |سياسي
[ ]