نوشته هاي طلبه شيرازي

آدرس جديد وبلاگم www.jaberpelakfa.mihanblog.com

صفحه نخست | انجمن | ارتباط با ما | پروفایل مدیر وبلاگ | عضویت در سایت | ورود به سایت | پنل کاربران | نقشه سایت | لينك باكس | ارسال مطلب | Rss
موضوعات

پنل ورودی کاربران

خبرنامه

چت باکس

پيوندهاي روزانه

 

لينک دوستان

آمار بازديد

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان تالارها بازديد

پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي به اين وبلاگ خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد .

آدرس جديد وبلاگم

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 37 بازديد |


شرايط طلبگي از نگاه آيت‌الله مظاهري


     
     
    سئوال:

    خواهشمند است نظر مبارك خود را در خصوص شرايط طلبگي مخصوصاً جهت طلاب جديدالورود بيان فرمائيد.

                                                                بسمه‌تعالي

    طلبگي كار مقدّسي است بلكه مقدّس تر از آن نداريم، ولي شرائط لازمي دارد.

    ۱-استعداد مناسب «حداقل متوسط و فوق متوسط»

    ۲- اهتمام جدي ورغبت به كار.

    ۳- سلامت و نشاط جسمي و روحي.

    ۴- رضايت پدر و مادر.

    ۵- وارد شدن به حوزه به قصد شناخت صحيح و تبيين و ترويج دين اسلام و نه براي چيز ديگري نظير استفاده كردن از امكانات يا تشخّص‌هاي حوزوي.

    ۶- عمل بر طبق برنامه‌ها و قوانين حوزه‌ها و اجراي آن ضوابط به طور دقيق.

    ۷- انضباط كاري و نظم در وقت به طور دقيق.

    ۸- مراعات جدي از رفيق، و پرهيز از رفيق بد و انتخاب رفيق خوب.

    ۹- خوب درس خواندن به طوري كه معدل‌ها قريب به ۲۰ باشد.

    ۱۰- مراعات كامل تقواي الهي، يعني اهميت به واجبات مخصوصاً نماز اول وقت، اهميت به مستحبات مخصوصاً نماز جماعت، انس با قرآن، انس با دعا و توسل مخصوصاً توسل به حضرت ولي‌عصر«عجل الله فرجه‌الشريف» و همچنين اهميت به اجتناب از گناه تا اينكه به مرور زمان روح خداترسي در عمق جان، حكم فرما شود. و اين امر دهم اهمّ امور است.

                                                                                                             «تلك عشرةٌ كامله»

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 42 بازديد |


يكي از وظايف روحانيون


                                يكي از وظايف روحانيون از نظر رهبري
     
    امام خامنه اي :
     
    وظيفه‌ى ما چيست؟

    اولين وظيفه‌ى ما اين است كه اين نقش روحانيت اصيل را جدى بگيريم.  من بارها گفته‌ام كه با همه‌ى اين وسايل ارتباط جمعى‌اى كه وجود دارد - البته روحانيت بايد از همه‌ى اين وسايل ارتباط جمعى استفاده كند؛ از اينترنت و تكنولوژيهاى جديد ارتباطاتى بايد همه‌ى روحانيت براى دين استفاده كند؛ همچنانى كه از راديو و تلويزيون و بقيه‌ى چيزها استفاده مى‌كند - در عين حال، مسجد، جلسه‌ى مذهبى، نشستن روبه‌روى مردم، دهان به دهان و نفس به نفس با مردم حرف زدن، يك نقش بى‌بديل دارد و هيچ چيزى جاى اين را نمى‌گيرد و اين هم مال شماست. گروههاى سياسى خودشان را مى‌كُشند كه بتوانند يك چنين نقشى را به دست آورند؛ اما نمى‌شود. شما كه معمم و روحانى هستيد، يا آن خانم طلبه يا مبلغ، وقتى در مقابل مخاطبان خودش قرار مى‌گيرد و مى‌دانند روحانى است، دلبستگى و دلدادگى و اعتماد به او، از نوع ديگرى است و ربطى به اعتماد به بقيه‌ى گويندگان و سخنوران ندارد. ما بايد اين نقش را قدر بدانيم؛

                                                                در جمع روحانيون استان سمنان- 17/8/1385

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 31 بازديد |


خودتان قضاوت كنيد(هاشمي بايدبماند يا برود؟)


    فائزه هاشمي رفسنجاني، خرداد 1388 در جمع طرفداران وتوي راي مردم:
    خامنه‌اي احمدي‌نژاد رو مي‌خواست. خامنه‌اي تو اين همه دوره كي رهبر بوده؟ تنها دوره‌اي كه رهبر بوده الانه. چرا نخواد؟ احمدي‌نژاد با پشتوانه اون اين كارا رو مي‌كنه...                                              
    آقا در زماني كه رئيس‌جمهور بود نخست‌وزيرش، ميرحسين تحميلي بود. آقاي خميني گفت باشه. زماني كه بابا رئيس جمهور شد باز رئيس جمهور، رئيس جمهور آقا نبود. خاتمي كه رئيس جمهور شد، باز اون نبود. تنها دوره‌اي كه رهبر واقعيه‌ الانه. اين يكي. دوم، كساني كه از آقا حمايت مي‌كنن بسيجيا و پاسدارا و انصار حزب‌‌الله و تو اين مايه‌ها هستن كه اونا هم منافع‌شون تو همين كاراي احمدي‌نژاده بنابراين آقا بايد منافع اين بسيجيا رو حفظ كنه. اگه نكنه نگهش‌ نمي‌دارن. در واقع آقا داره براي خودش اين كار رو مي‌كنه. (ماهنامه راه، شماره 47)

    اكبر هاشمي رفسنجاني، اسفند 1389 (فيلم منتشر شده در سايت هاشمي):
    فرزندانم همانگونه كه مي‌خواستم بار آمده‌اند و من از همه آنها رضايت دارم.

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (2) 44 بازديد |


فحاشي اشباه الرجال به فائزه هاشمي


                   فحاشي اشباه الرجال به فائزه هاشمي
     
    1- در علم روزنامه نگاري ، جمله معروفي است كه معمولاً در ابتداي كلاس خبر نقل مي كنند تا معلوم شود هر اطلاع رسانيي «خبر» نيست و خبر ، علاوه بر عنصر اطلاع رساني، بايد واجد  ويژگي شگفتي يا غير منتظرگي باشد و آن جمله اين است :

    « اگر سگي پاي آدمي را گاز بگيرد خبر نيست ؛ اما اگر آدمي پاي سگي را گاز بگيرد خبر است.»  

    اين جمله هم در آكادميهاي آموزش روزنامه نگاري در خارج كشور يادآوري مي شود و هم در ايران ، زياد تكرار .

    2- در ماجراي فحاشي به خانم فائزه هاشمي رفسنجاني ، آنچه كه باعث شده موضوع بسرعت فراگير شود و تعجب انگيز باشد و همه درباره آن صحبت كنند و مطلب بنويسند و محكوم كنند يا به توجيه بپردازند يا به حاشيه سازي و تحريف دست بزنند ، اين است كه برخلاف پنج شش سال اخير كه حزب اللهي ها فحش خورشان ملس شده است و بدترين فحاشيهاي ناموسي و خانوادگي و سياسي به رئيس جمهور و مسئولان عاليتر و پايينتر كشور ، از سوي سبزها و اعوان و انصار فتنه نثار شده و مي شود و هيچ كس جيكش هم در نيامده و نمي آيد  و حتي برعكس برايش در سايتها و شبكه هاي خودشان دست هم زده و تشويق هم كرده و مي كنند ، حالا مورد ديگري به موارد محدود ديگر اضافه شده است كه در آن چند ريشوي احمق ( ابا دارم كه تعبير «حزب اللهي» را براي اين «اشباه الرجال» به كار ببرم و راستش را بخواهيد بسيار مشكوكم به اينكه اين عناصري كه اين روزها ، بهانه هاي موجّهي براي مظلوم نمايي خاندان هاشمي رفسنجاني فراهم كرده اند اصولاً حزب اللهي باشند ! ) به دختر آيت الله فحشهاي زشت و ركيك داده اند تا فرياد وا اخلاقا و وا اسلاما و وا چيزهاي ديگرطرف مقابلشان ! غير مجاز مي باشد و مكان را پر كند .

    اين را از اين جهت نوشتم كه اولاً معلوم باشد و يادمان نرود كه اگر قرار بر آمارگيري كمّي و كيفي هم باشد ، به هيچ وجه جايي براي مظلوم نمايي سبزها و خاندان هاشمي رفسنجاني ( با كامنتهاي سايت آينده - بله كامنت دوني سايت آينده - در كنار بالاترين و ...  )  وجود ندارد .

    3- خوب حالا مي رسيم به سراغ اين ماجراي تلخ ؛ ماجرايي كه در تلخي آن هر چه گفته شود كم است . ماجرايي كه دو روز تمام است باعث شده است من سردرد عجيبي بگيرم كه به هيچ صورتي آرام نمي شود . و متأسفم براي دوستاني كه با تعابيري چون بازيگر پنهان و گرداننده بودن هاشمي رفسنجاني يا با اشاره به خط شكنيهاي گسترده او در آغازگري فتنه با نامه وقيحانه و تهديد آميز به رهبر انقلاب  ( كه درست هم هست )، مي خواهند بيشرمي اقدام اين دو سه نفر - بله اين دو سه نفر - را توجيه كنند يا از بار زشتي آن بكاهند . نخير دوستان ! زشتي اين كار را نمي توان با هيچ توجيه المسائلي كم كرد .

    ما پيرو امام بزرگواري هستيم كه وقتي جنايتكاران رژيم پهلوي به مدرسه فيضيه حمله مي كنند و طلبه ها را از پشت بام به حياط مي اندازند و مدرسه را به خون مي كشند و مردم ، شب هنگام به بيت امام خميني پناه مي برند و برخي ، به آن جنايتكاران دري وري مي گويند ، امام آنها را تحذير مي دهد و مي فرمايد : نمي خواهم بگويم  كار آنها بد نبوده است ؛ مي خواهم بگويم دهان مؤمن نبايد به حرف زشت آلوده شود حتي نسبت به دشمنان .

     

    دوستان ! ( خطابم با دوستاني است كه در اين زمينه مطلب نوشته اند و نه اشباه الرجالي كه اين كار زشت را مرتكب شده اند ) كار اصلي پيامبر بزرگ خدا ، «تكميل اخلاق»  مردم بوده است و خداوند متعال هم در قرآن كريم ، پيش از تعليم كتاب و حكمت به عنوان وظايف انبيا ، به « تزكيه » تأكيد مي كند [ و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه / سوره جمعه ، آيه اول و سوره آل عمران ، آيه 162 ]. اگر اخلاق نباشد ، بقيه كتاب خدا و حكمتهاي آن بي فايده است . دين و سياست بدون اخلاق ، همان دين و سياست رايج دنياست و تفاوتي با آنها ندارد و باز هم به گفته قرآن ، اگر پيامبر بزرگ خدا ، اخلاق نداشت همه از دور و بر او پراكنده مي شدند .

    من به سهم خودم علاوه بر ابراز تنفر و انزجار از اقدامات خاندان هاشمي رفسنجاني بخصوص در دو سال اخير به خاطر صدماتي كه به انقلاب و نظام زدند ، انزجار شديد خودم را از اين فحاشي بي شرمانه و وقيحانه اعلام مي كنم و از ديگر دوستانم هم مي خواهم اين كار را بشدت محكوم كنند و اجازه ندهند كساني - ولو مثل همين مورد در حد دو سه نفر -  با سوء استفاده از احساسات و بينش ِ درست مردم در برابر فتنه گران ، مسير اعتراضات و انتقادات به آنها را منحرف كنند و موجبات مظلوم نمايي آنها را فراهم آورند . ضمن اينكه بايد اين شيوه بسيار غلط و غير مكتبي - و در اين موردِ بخصوص، غير انساني - در اعتراض كردن در اين كشور منسوخ شود .

    من در موارد مشابه از جمله حمله به دفتر شيخ يوسف صانعي و حمله انصار حزب الله كرمانشاه به برنامه كنسرت موسيقي اصيل ايراني استاد سيد حسام الدين سراج هم موضع گرفتم و هم دوستان را به گرفتن موضع ترغيب كردم . اگر واكنش سراسري متحدي در اين زمينه داشته باشيم ، يك نهي از منكر عملي و تأثيرگذاري كرده ايم كه سود آن را جامعه با سلامت و امنيت خود خواهد برد .
    نوسنده: دوست عزيز، تقي دژاكام

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 33 بازديد |


مسئول ريخته شدن خون ژاله چه كسي است ؟


                                   مسئول ريخته شدن خون ژاله چه كسي است ؟ 
    امروز29 بهمن89 ، مردم ولايتمدار ايران بعدازنمازِدشمن شكن جمعه برسر آمريكا،اسراييل و فتنه گران وطن فروش فرياد خواهند زد. مردم مصرهم امروز خواستار استقلال،آزادي،جمهوري اسلامي خواهند شدند(همين شعاراست كه آمريكاواسراييل رانگران كرده)

    كروبي ابراز قدرت كرده وگفته كه آماده ام تامحاكمه بشوم !  موسوي هم در سايتش ازمردم خواسته تا 1 اسفند به خيابانها بيايند و مراسم هفتمين روزشهداي25 بهمن را برگزار كنند (ازاين پس مراسم يادبود اموات دركف خيابان برگزار ميشود !!)

    تحليل من اين است كه :  

    با توجه به پيوستن بحرين به قيام كنندگان عليه رهبران ديكتاتورشان ، آمريكا و اسراييل به طورجدي به صحنه آمده اند تا به هرصورتي كنترل وضعيت را به دست بگيرند و هيچ راهي بهترازايجاد اغتشاشات داخلي درايران نيست(اگرچه اندك باشد). ميخواهند ايران الگو نباشد.

    مهم ارسال خبرِ(عكس وفيلم) درگيريهاي ايران است !

     اما ازترفند كشته سازي نبايد غافل شد، كه جنبش به اصطلاح سبز و منافقين به شدت به دنبال تبليغات و مصادره كشته شدگان به نفع خودشان هستند و ازهرامكاناتي براي هدفشان استفاده ميكنند . خودِ حاميان فريب خورده موسوي وكروبي هم خوب ميدانند كه خون ژاله ها براي موسوي وكروبي ارزشي ندارند بلكه خون ژاله پيراهنِ عثماني شده براي ادامه آشوب ! وتوجه اي ندارند كه يك جوان 26ساله كشته شده و خانواده اي داغدار !

    ميگويند ژاله ازحاميان موسوي بوده و براي اعتراض به خيابان آمده . (فرض ميكنيم كه چنين باشد)
     
    اگرفرض كنيم كه ژاله ازحاميان موسوي  بوده ! مسئول ريخته شدن خون ژاله چه كسي است ؟  چه كساني مردم را به خيابان فراخواندند ؟ 
    چه كساني بستر را براي جولان دادن منافقينِ مسلح آماده كردند ؟

    اما 1 اسفند پايان اين جريان انحرافي نيست بلكه قصد دارند كه اين آشوبها را ادامه دهند و مهمترين زماني كه انتخاب شده شب چهارشنبه سوري است تا با استفاده از شور و احساسات جوانان پاك ايران(همه جوانان، باهرخط سياسي) سوءاستفاده كنند و منافقينِ مسلح را ، دعوت ! و قتلگاهي براي پيشبردن اهدافشان مهيا كنند.

                                                            اللهم عجل لوليك الفرج

     


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 40 بازديد |


چرا رهبري در مورد جريانات اخير سخني نگفتند ؟


                            چرا رهبري در مورد جريانات اخير سخني نگفتند ؟
    امروز 27 بهمن 89 به علت جريان25بهمن ، مجلس تعطيل شد، مدارس زيرنظرحوزه علميه قم تعطيل شد، دانشجويان تهران متحصن شدند و صانع ژاله تشيع شد.              

    سايت رهبري را نگاه كردم تا ببينم امروز آقا در رابطه با جريان 25 بهمن چه فرمودند؟ اما ديدم كه تمام تاكيد آقا برمساله مصر بوده و اشاره اي برجريانات اخير كشور نداشتند !

    چند نكته به ذهنم رسيد :

    حال كه مردم مصر ديكتاتور كشورشان را بيرون كردند و ولي امرمسلمين براي مردم مصرپيام دادند ، كه موجب قوت قلب مردم مصر شد، از خارج ازكشور نقشه اي طراحي شد و سرسپردگان داخلي خيلي خوب اين نقشه را اجراء كردند ! تا دوربين رسانه ها ي جهان به سمت ايران بچرخد و متعاقباً اين خبر هم به گوش مردم مصر برسد كه موجب تضعيف قيام مصر ميشود.

    واگرموفق ميشدند(مردم ايران با آنها همصدا ميشدند) آشوب به نتبجه ميرسيد و اگرموفق نمي شدند (باهمان تعداد اندك) خبراعتراضشان به گوش جهان ميرسيد {رسانه هاي آمريكايي ، اسراييلي هم آماده براي انتشار اخبار}

    آمريكا و اسراييل راه خوبي را انتخاب كردند تا قيام مردم مصرعقيم بماند و چقدر حركت موسوي و كروبي احمقانه و خيانتكارانه بود !  آنها خواستند كه جريانات ايران به اولين خبر رسانه ها (خصوصاً رسانه هاي عربي) تبديل شود و ايران سربلند را در آشوب نشان دهند تا كشورهايي كه مردمانشان قصد قيام عليه رهبران آمريكايي اسراييليِ كشورشان دارند ، ديگر هوس قيام نكنند و ايران اسلامي به عنوان الگو شناخته نشود.
    -----------------------------------------------------------------------
    قسمتي ازسخنان امروز رهبري:
    آنچه كه من ميتوانم به طور قاطع بگويم، اين است كه وقتى مردم آمدند توى صحنه، ديگر همه‌ى ابزارهاى خصمانه‌ى قدرتها از كار مى‌افتد. آمريكا تا وقتى ميتواند به يك كشور زور بگويد كه مردم آن كشور مقابلش نباشند. به دولتها راحت ميشود زور گفت. دولتهائى كه متكى به مردمشان نيستند، مجبورند به حرف آمريكا بيايند، به حرف آمريكا بروند. يك روز آمريكا يك نفر را نصب ميكند، يك روز حمايت ميكند، يك روز هم حمايت را برميدارد، مجبور است برود. وقتى هم كه رفت، ديگر محل سگ هم بهش نميگذارند؛ مى‌بينيد ديگر. قبل از او هم محمدرضا بود، اندكى قبل از او هم بن‌علىِ تونس بود. وقتى كه دولتها متكى به مردم نباشند، اين است. وقتى مردم آمدند توى صحنه، مردم فهميدند، مردم احساس كردند، مردم تصميم گرفتند، آن وقت ديگر قدرتها هيچ كار نميتوانند بكنند. اين اتفاق، امروز در مصر افتاده است. تا مردم در صحنه هستند، ديگر نميتوانند هيچ حركتى بكنند، كارى بكنند.

     البته امروز آمريكائى‌ها درصددند كه بلكه بتوانند در مصر سر مردم را كلاه بگذارند، آنها را منصرف كنند، با يك دستاوردهاى جزئى و ابتدائى آنها را قانع كنند، آنها را برگردانند به خانه‌هاى خودشان كه ديگر در صحنه نباشند. بعيد است چنين ترفندى به نتيجه برسد. وقتى مردم بيدار شدند، قدرت خود را احساس كردند، توانائى تأثيرگذارى را احساس كردند، ديگر فايده‌اى ندارد؛ مردم مى‌آيند داخل ميدان و اهداف عالى را اگر براى آنها ترسيم شود، دنبال ميكنند و ان‌شاءاللَّه به آن اهداف ميرسند.

     ما نتيجه و ثمره‌ى شيرين مقاومت ملت عظيممان را داريم مشاهده ميكنيم و آن عبارت است از صلابت چهره‌ى ايران اسلامى، عزت ايران اسلامى، تأثيرگذارى ايران اسلامى در حوادث گوناگون، در منطقه و حتّى بيرون از اين منطقه. احساس ميكنيم كه ايمان و اسلام به ما عزت داد، به ما پيشرفت داد، ما را به سمت آرمانهامان نزديك كرد. هرچه ايمانمان را تقويت كنيم، هرچه تحقق اسلام را در جامعه و ارزشهاى اسلامى را در بين خودمان بيشتر كنيم، اين عزت بيشتر خواهد شد، اين پيشرفت بيشتر خواهد شد و زندگى مادى و معنوى اصلاح خواهد شد؛ و اين به همت جوانان، به همت مردم، به ايمان مردم بستگى دارد. 
    و خوشبختانه انسان اين را مشاهده ميكند. انسان مى‌بيند در زن و مرد ما، پير و جوان ما، در بخشهاى مختلف اين كشور، در اقوام گوناگون، اين عزم و اراده هست و ان‌شاءاللَّه خواهد بود و ان‌شاءاللَّه شما جوانها خواهيد ديد آن دورانى را كه ايران به بركت اسلام و به بركت قرآن بتواند در اوج و در قله‌ى عظمت بدرخشد.
     
    ----------------------------------------------------------------------------------------
     پس لازم است مردم ولايتمدار با دقت بيشتر به جريانات اخير، پاسخ بدهند و قيام مردم مصر را فراموش نكنند ! كه جريان 25 بهمن يك جريان انحرافي است.
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 40 بازديد |


نظرم در مورد مختار


     مختار عبرت بود، نه آرمان

    مختار، انتقام پيكر حسين شهيد را گرفت، ولي انتقام فكر و ايده او هنوز گرفته نشده است.
     
    (شما هم نظر بدهيد)

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 29 بازديد |


كمبود يك خميني در مصر...


     شايد اين روزها حوادث شكل گرفته در مصر ، در صدر اخبار جهان و رسانه هاي مختلف باشد و هر جريان و گروهي با توجه به ديدگاه خود و يا آنچه كه تمايل دارد روي دهد، تحولات مصر را پيش بيني مي كند.

    بي شك آنچه كه در اين ميان حائز اهميت و تاثير گزاراست ، رهبري و آينده و مسير اين جنبش مردمي است كه مي تواند اين انقلاب نو رسيده را به مقصد مورد نظر برساند.شايد به ظاهر تحولات شكل گرفته در مصر بي شباهت به روزهاي انقلابي سال 57نباشد و حقيقتا ديكتاتوري حسني مبارك به دست مردم مصر دريك حركت كاملا خود جوش بر لبه پرتگاه و سقوط قرار گرفته اما تفاوت عمده قيام اسلامي مردم ايران در سال 57 با اين خيزش جديد مردم مصر در چيست؟

    اينكه يك انقلاب توسط مردم و خوجوش صورت گيرد و در حقيقت يك كودتا نباشد هم حسن است و هم نقطه ضعف! يعني اين حركت مردمي هم مي تواند به يك انقلاب اسلامي و الهي تبديل گرد و هم مي تواند به سادگي تحت كنترل دشمنان اسلام درآيد.

    انقلاب اسلامي ايران در سال 57 كه توانست رژيم طاغوت را سر نگون نمايد و در پي آن جمهوري اسلامي را بر پا كرد ، بر گرفته از يك ايدئولژي ريشه دار در دستورات الهي بود كه رهبري آن را مردي عالم، حكيم، فرزانه، متفكر و مومن بالفطره به عهده داشت و مطمئنا هدفي جز رضايت حق تعالي را در ذهن نداشت و همين امر باعث شد كه مردم ايران براي رسيدن به مقصود خود در مراحل مختلف و بحرانهاي جاري كشور از هيچ چيز خود حتي جان خود دريغ نورزند.
     
     
    تاريخ و تجربه نشان داده كه غرب و استكبار جهاني در مقابل كشورهايي كه ملتش در ايستادگي وقابل آنها داراي يك رهبري واحد  و ايدئولوژي الهي هستند و در نتيجه از جان خود هراسي ندارند (مانند ايران و لبنان و ويتنام و ...)،عقب نشيني كرده و شكست خورده كه نمونه اي آن كاملا روشن و واضح است و در مقابل كشورهايي كه فارغ از يك مسير معين و هدف و آرمان الهي هستند(مانند الجزاير، عراق و افغانستان و ..)به خوبي پيروز شده و سيطره استعمار خود را پهن نموده است. 
    و حال اوضاع فعلي مصر كه مطمئنا براي آمريكا و رژيم صيونيستي چه به لحاظ استراتژيك جغرافيايي و چه به لحاظ استراتژيك سياسي يكي از موارد حياتي در خاورميانه و مهمترين همپيمان منطقه اي رژيم غاصب در منطقه محسوب مي شود و هراس سران رژيم اشغالگر قدس از تحولات مشابه انقلاب اسلامي ايران در مصر ، بايد ديد آيا در اين ميان رهبر واحدي و يا جريان خاصي مانند اخوان المسلمين براي مردم مصر خواهد بود كه بتواند يك خط و مسير مشخص و يك هدف معين را ترسيم نمايد تا مردم در قبال حيله گري هاي استكبار جهاني بتوانند قد علم كنند و به مقصود اصلي خود برسند ؟
     
    كه آنوقت است كه غرب از همان نقطه ضعف خود يعني روحيه شهادت طلبي مسلمانان شكست  خواهد خورد و در غير اين صورت هر گونه تحولي در مصر بازي برد برد است براي آمريكا و رژيم غاصبگر اسرائيل ...
     
    دريك كلام كمبود يك خميني در مصر وبراي مردم مسلمان اين كشور كاملا محسوس است.
     
     
                          به اميد برپايي حكومت جهاني حضرت بقيه الله الاعظم
     
    * رهبر حكيم انقلاب: شكي نيست بر اساس حقايقي كه خداي متعال مقدر كرده خاورميانه جديد شكل خواهد گرفت كه خاور ميانه اسلام خواهد بود(۸/۱۲/۸۸)

    * هيچ جا ايران نمي شود حتي مصر! مگر اينكه تحت لواي خميني كبير در آيند...


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 28 بازديد |


صلوات خاصه امام رضا (ع)


     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 103 بازديد |


رئيس مصلحت كجا ؟


    بزرگي مي گفت كه جوانان ايران خوشحال باشند كه در زماني زندگي مي كنند كه پر است از عجايب و اتفاقات نادر . انسان هاي عجيبي كه شايد تكرار شدني نباشند و دنيا ديگر مثل آنها به خود نبيند. يكي از اين انسان هاي ناياب ،اكبر هاشمي رفسنجاني است . شاگرد امام خميني در دهه 40 مبارز و زندان كشيده رژيم پهلوي دهه 50 رئيس مجلس ، مسئول جنگ و قضاياي قطع نامه دهه 60 رئيس دولت سازندگي دهه 70 و مرد شكست هاي انتخاباتي دهه 80 . اين بار قلمم را به بهانه نزديكي اين ايام به نشست مجلس خبرگان و موضع گيري هاي جديد هاشمي  روي كاغذ كشانده ام ولي نوشتن در مورد مرد هزار موضع از كتابت يك لوح ميخي سخت تر نباشد آسان تر نيست .
     براي نوشتن اين مطلب دوباره به سايت شخصي اقاي هاشمي رفتم تا دستم براي نوشتن پر شود . كلي گشتم و خواندم ولي تنها مسئله واحد و نقطه مشترك اين نوشته ها فقط و فقط وجود مواضع مختلف متضاد و گاه متناقض بود كه در هر زمان بسته به شرايط تغيير كرده است . هر وقت كه به روزهاي تشكيل مجلس خبرگان نزديك مي شويم ايشان لقاي ولايت داري بر تن مي كند و خطابه هايي ايراد مي كند كه دل هر ولايت مداري از شيوايي آن آب مي شود . هر وقت اب ها از اسياب مي افتد حرف هاي رهبري گوشه اي تلنبار و موضع سكوت جهت بهره برداري  فتنه گران و خارج نشينان شروع مي شود.      

    هر وقت مي گويند يا ايهالناس اين همه اغتشاش و خسارت و زدوخورد بعد از انتخابات ، يكي از مسئولينش مهدي هاشمي است اكبر آقا موضع مظلوميت مي گيرد و مي گويد سي سال است به خانواده من تهمت  مي زنند و فلان است و فلان . يكي نيست بگويد آقاي هاشمي حرف هاي همسر مكرمه ات را بعد از راي دادن ديده اي كه مردم را به اغتشاش دعوت مي كند؟ آيا دروغ بستن به احمدي نژاد در جلسات انتخاباتي ، كه دخترت شركت داشت و سخنراني هاي او در جمع فتنه گران سبز پوش را شنيده اي ؟ آيا در اوج فتنه  پارسال تصوير دخترت مقابل جام جم را ديده اي؟ اگر ميديدي شرم داشتي از اين كه اين روز ها اين چنين سنگ ولايت به سينه بزني؟ 

    اگر فرزندانت انقلابي نيستند و ناخلف شده اند چرا حرف هاي همين مردم كه تو در آخرين نماز جمعه معيار اصلي حق و صاحب انقلاب خواندي را دروغ و افترا مي داني نكند مردم در نگاه تو مردم سرمايه دار و جماران نشين هستند نه مردم كل ايران ؟
    مردم از اشرافي گري و رعيت و اربابي بي زارند ! موش مردگي زدن در موارد حساس كاري ولايتي است ؟ يا سياست تو مانند دايانتت اين چنين ناثبات است ؟ انقلابي كه خاطراتش را مثنوي هزار من كاغذ كرده اي را يك بار مرور كن تا بفهمي نه فقط تو بلكه تك تك مردم بودند تا اين انقلاب پا گرفت بعد تو خود را طلبكار از مردم مي داني و انقلاب مردم را اين چنين توسط سكوت خود و فرزندان لندن نشين و فراريت به مخاطره مي اندازي و در خانه خاطره جبهه مهدي و ياسر منتشر مي كني؟
    حرف بسيار است آقاي هاشمي ما نه ولايت را در احمدي نژاد ميدانيم  نه فعاليت عليه شما در خبرگان را توطعه عليه اسلام ، چشماهيت را بسته اي و حرف هاي نچندان راست خود را نازل حق مي داني ولي اين را بدان مردم ايران پشت ولي فقيه ايستاده اند و آماده جان نثاري براي نايت امام زمانشان هستند هر كسي هم كه بخواهد مملكت  حضرت مهدي را بچاپد و مال خود كند يا پاي نا اهلان را به آن باز كند از صحنه روزگار محو مي شود.  آن ادم  ، هاشمي باشد يا احمدي نژاد ملت ايران با رهبر پيمان ابدي بسته اند و با ديگران هيچ عهدي ندارند.
    شما مراقب خودت باش تا در زمين شطرنج انقلاب، در مقابل مردم ايران مات نشوي  .
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 29 بازديد |


روزِ زيبا و دلگير


    امروز صبح دعاي ندبه كه تمام شد زيرِ هشتيِ درِ مسجد يه پسرِ 15،14 ساله خوابيده بود و بارون هم در حال باريدن !        سردِ سرد        روزِ زيبا ولي دلگيرِ دلگير
     
                                                   يادم افتاد به اين كاريكاتور
     
     
                     بيدارش كردم و داخل شبستان كوچك مسجد خوابيد ، مثل اينكه چندروز نخوابيده بود!
     
     
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 36 بازديد |


نزول باران


    حضرت آيت‌الله‌صافي‌گلپايگاني در پاسخ به نامه يكي از مومنين پيرامون دعا براي نزول باران، راهكار تحقق اين امر مهم را اعلام كردند. 

    مشروح نامه و پاسخ اين مرجع تقليد كه در آن همگان به انجام فرائض ديني و اطاعت از دستورات الهي توصيه شده‌اند، بدين شرح است.
    سئوال:                                     
    با سلام

    با عرض پوزش از شما يك درخواست داشتم. خواهشمندم براي نزول باران دعا كنيد. از مردم بخواهيد نماز باران بخوانند به خدا ما شهرستاني‌ها هر روز چشممان به آسمان است. اگر باران نيايد بيشتر ما شهرستاني‌ها ضربه مي‌خوريم.

                                                                                                باتشكر التماس دعا.

    پاسخ:
     
       بسم الله الرحمن الرحيم

    عليكم السلام و رحمة الله

    قال الله تعالي:

    (استغفروا ربكم انه كان غفارا/يرسل السماء عليكم مدرارا). نوح/10-11.

    وظيفه مسلمانان اين است كه با حالت انابه و تضرع و زاري از درگاه خداوند متعال طلب نزول رحمت نمايند و در اين ايام عزاداري كه به سالار شهيدان حضرت ابي عبدالله الحسين عليه‌السلام و حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و حضرت امام حسن مجتبي عليه‌السلام و حضرت علي بن موسي الرضا عليه‌السلام تعلق دارد آن ذوات مقدسه را به درگاه خداوند شفيع نمايند تا رحمت‌هاي بيكران الهي را بر آنان نازل فرمايد.

    خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد: استغفار كنيد كه خداوند غفار و توبه پذير مي‌باشد و باران و رحمت خود را بر شما نازل مي‌نمايد.

    و اينجانب از همه دوستان اهل البيت عليهم‌السلام خالصانه مي‌خواهم كه با انجام فرائض ديني و اطاعت از دستورات مقدس اسلام به اين امر مهم و حياتي توجه نموده و دعا كنند كه «الدعا سلاح المؤمن.»

    اللهم انا نسئلك بحق محمد و آله الطاهرين ان تصلي علي محمد و آل محمد و ان تغفر لنا و لجميع المؤمنين و المؤمنات ان تنزل علينا رحمتك و بركاتك.

                                                                                           انشاءالله موفق باشيد.

                                                                                             19صفر المظفر1432

                                                                                                 لطف الله صافي
     
     
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (4) 32 بازديد |


دنياي كودكي


                    به نظرم خيلي زيبا و دلنشين بود ، براي دانلود گذاشتم
     
     
                                       
     
     
                                               دانلود كليپ دنياي كودكي
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 32 بازديد |


فعاليت زنان در خارج خانه


     
                         فعاليت زنان در خارج ازخانه وتبعات آن
     
    چند سالي است كه در كشور اسلامي ايران، فعاليت زنان در خارج از خانه عُرف شده است وسيري سعودي وچشم گير داشته است، كه متاسفانه همين حضور زنان در جامعه (به اين سبكي كه در حال حاضر وجود دارد!)  موجب گسترش فساد در جامعه اسلامي شده است.
    يكي ازعوامل بدحجابي و فساد اخلاقي در جامعه كه مسئولين و خانواده ها از آن غافل شده اند، فعاليت زنان و دختران در مشاغلي است كه دائماً با نامحرم سروكار دارند.
    در همين شهر بي مثال ما (شيراز)، تعداد زيادي از مغازه ها و شركت هاي خصوصي و...،وجود دارد كه تبليغاتي را در سطح شهر پخش ميكنند ودر آن نوشته اند: (به يك فروشنده خانم نياز داريم!) كه به هيچ وجهي آن شغل ربطي به مجموعه زنان ندارد ! مثلاً ، مغازه اي است كه عمده مشتريان آن، آقايان هستند!
                                    (فكر ميكنيد دليل استخدام يك خانم به اين كار چيست ؟)
    يا پشت شيشه مغازه اي نوشته اند : به يك بازارياب خانم (مجرد ) نيازمنديم !   فكر ميكنيد دليل استخدام اين خانم مجرد چيست ؟

    بايكي از دوستانم كه در اماكن شيراز مشغول به كار است در اين رابطه صحبت مي كردم، ميگفتند: گزارشهاي متعددي در رابطه با فساد اخلاقي بين صاحب كار و شاگرد خانم، در دست داريم كه بعض از آنان منجر به درگيريهاي شديد بين خانواده دختر و مالك مغازه يا شركت شده است !

     
    (در همين خيابان سينما سعدي شيراز، خانمي براي خودِ من تعريف مي كرد كه : {{در مغازه اي مشغول به كار بودم، بعد از مدتي صاحب مغازه از من خواست، زماني كه به مغازه ميآيم چادرم را كنار بگذارم ! ودليلش هم اين بود كه مشتري راحت نيست ! براي اينكه كارم را از دست ندهم قبول كردم ولي همچنان با مانتو و مقنعه، باحجاب بودم، تا اين كه مدتي بعد گفت: اين نوع پوشش با همان چادر زياد فرقي نمي كند! و يكي از مانتوهايي را كه در مغازه ميفروختيم نشانم داد و گفت: از اين مانتوها بپوش "مانتويي تنگ و كوتاه"،و به جاي مقنعه هم روسري سر كن! وگفت: اگر آرايش هم داشته باشي خيلي خوب ميشود ! وگرنه مجبورم يكي ديگر را بياورم !}}

    آن خانم از من سئوال مي كرد كه حاج آقا وظيفه من چيست ؟  با اين وضعيت چه كار كنم ؟)

                         
     
    چرا به حكم اسلام عمل نميشود ؟ مگر آن روايت معروف را نشنيده ايد كه پيامبرعظيم الشان اسلام سه مرتبه خطاب به آن زن فرمودند: اِلََزم بَيتَك، اِلََزم بَيتَك،  اِلََزم بَيتَك!

    نميگويم زن بايد خانه نشين بشود بلكه زن در مرحله اول مسئوليت محيط خانه را برعهده دارد، حال اگر بنا داشت كه درجامعه مشغول به كار شود، بايد به دنبال شغلي متناسب با جنسيت خود برود ، نه هر شغلي !

    در حال حاضر مشاغلي وجود دارد كه مختص به زنان است اما متاسفانه به علت كمبود زن متخصص به آقايان سپرده شده است. مثلاً : چه معنا دارد عمل زايمان زنان را آقايان انجام بدهند ؟ چرا ما نبايد اتاق عملي داشته باشيم كه تمام كاركنان آن زنان باشند ؟ يا چرا يك دختر جوان به ناچارمسائل و احكام خاص بانوان را بايد از روحاني مرد بپرسد ؟

    جوابش واضح است ، به علت كمبود نيروي زن متخصص!
     
                       

    خُب اينكه به خودِ زنان برميگردد و طبق فتواي مراجع واجب كفايي است وبرزنان واجب است تا اين تخصص را به دست آورند تا اين نياز رفع شود.

    پس مشخص شد كه مشاغلي وجود دارد كه مختص به زنان است اما زنان خود را در جاي ديگر مشغول كرده اند ! كه هم موجب فساد مي شود و هم موجب ورود آقايان در آن مشاغل.

    اما مسئولين (مجلس شوراء اسلامي و شوراء عالي انقلاب فرهنگي) اگر پافشاري كنند و طرح تفكيك رشته هاي دانشگاهي به تناسب جنسيت  را تصويب كنند ، قدم موثري در امر فرهنگي ،اخلاقي برداشته اند. يعني اينكه امكان ورود آقايان و بانوان در بعضي از رشته ها كه مختص به جنس مخالفشان است ،نباشد(كه اين رشته ها هم مشخص هستند كه در بالا به يك مورد اشاره شد)

    مگر همين چندروز پيش نبود كه خبرگزاريها منتشر كردند كه در تهران خانم ها جهت آرايش به آرايشگر مرد مراجعه ميكنند !   اين اتفاق جاي تامل دارد!

     
    در نتيجه اول خانواده ها و دوم مسئولين وظيفه دارند مراقب باشند و همانطور كه به مبارزه با مواد مخدراهميت ميدهند به اين انحراف فرهنكي ، اخلاقي هم اهميت بدهند وزنان و دخترانشان را به نام شاغل شدن به هرجا نفرستند.

    درآخر به چندمورد از مفاسد فعاليت زنان دربيرون از خانه (به نحوي كه اشاره شد) اشاره ميكنم:

    1- ابزار دست ديگران شدن

    2-عدول از فطرت انساني

    3- مطرود شدن از رحمت الهي

    4-تضعيف اخلاق وبه خصوص حياء

    5- ترويج فرهنگ غرب در جامعه

     
    وهمچنين چند مورد از راههاي علاج اين مفاسد:

    1-تقويت مباني دين

    2- تقويت تقوي و خداترسي

    3- پرهيز از مجالستهاي انحرافي

    4- دقت در روايات و آيات در اين باره

    5- ازدواج

    6- انتخاب شغل مناسب باجنسيت  


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 26 بازديد |


شهيدسيدمجتبي نواب صفوي و فدائيان اسلام


                                             
     
    امروز 27 دي 1389 سالگرد شهادت شهيد سيدمجتبي نواب صفوي و از آن روز (27 دي 1334) كه سيدمجتبي تيرباران شد 55 سال ميگذرد .
     
    (قصدداشتيم يادواره اي در شيراز به نام سيدمجتبي برگزار كنيم اما وضعيت جسماني مناسبي ندارم و فرصت از دست رفت)
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 30 بازديد |


پاسخ شبهه


    دانش‌آموزي از معلمي پرسيد:
    مگر خداوند شيطان را به خاطر نافرماني از بهشت اخراج ننموده بود، پس چطور دوباره وارد بهشت شد تا آدم و حوا را فريب دهد؟ و معلم از جواب واماند! پاسخ چيست؟
     
    اگر چه شك نداريم كه هيچ دانش‌آموزي از معلمش چنين سؤالي نكرده است و اين قصه‌پردازي‌ها فقط روش تبليغ و القاي شبهه است، كه ابتدا توسط يك سايت مطرح شد و سپس در سايت‌ها مشابه و توسط ايميل‌ها فرافكني شد، اما چنين فرض مي‌كنيم كه در هر حال يك سؤال يا شبهه‌اي است كه براي اذهان بسياري مطرح شده و پاسخش لازم است.
     
                        
     

    دقت شود كه در ادبيات قرآن كريم، واژه‌ي «جنت»، به معاني و تعابير گوناگوني به كار رفته است كه از آن جمله «جنت المأواء – بهشت جاويد» - «وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ (الرحمن - 62) - جنت برزخي كه قبل از جنت اخروي است» و در نهايت «باغ و بوستان دنيوي – كهف، 39» كه به آن نيز جنت گفته مي شود. چنان ما نيز در ادبيات فارسي اگر با طبيعت زيبا ـ جنگل و گلستان و ... – مواجه شويم، مي‌گوييم: عجب بهشتي است؟! يا مي‌گوييم: بهشت روي زمين است.

    بهشتي كه آدم و حوا و ديگران در آن جاي داشتند، بهشت اخروي كه در قيامت برپا خواهد شد نبوده است. بهشتي كه مي‌فرمايد:

    «وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقينَ غَيْرَ بَعيدٍ» (ق - 31)

    ترجمه: روزى كه بهشت را به نزديك متقين مى‏آورند به فاصله‏اى كه دور نباشد.

    بديهي است كه بهشت اخروي، جايگاه امن، آسايش، خلود و جاودانگي و نعمت بي‌پايان براي متقين است. چنان چه فرمود:

    «وَ سيقَ الَّذينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدينَ» (الزمر - 73)

    ترجمه: و كسانى كه از پروردگارشان مى‏ترسند دسته دسته به سوى بهشت رانده مى‏شوند تا وقتى كه نزديك آن شوند درهايش گشوده مى‏شود و خازنانش به ايشان گويند سلام بر شما كه پاك بوديد پس براى هميشه داخل بهشت شويد.

    از چنين بهشتي اساساً كسي اخراج نمي‌شود كه بخواهد بعداً برگردد يا بر نگردد. آنجا، نگراني و خوف از مرگ، اخراج يا اتمام هم وجود ندارد و جايگاه شياطين جن و انس نيست. اين «جنت» در قيامت برپا مي‌شود و اهلش بدان وارد شده و براي هميشه در آن مي‌مانند.

    بلكه، آن بهشتي كه آدم و حوا و ملائك و ابليس و ... در آن راه داشته يا آمد و شد داشتند، بهشت برزخي است. خواه در خارج از زمين باشد و يا روي همين زمين باشد. چنان چه خداوند متعال فرزندان آدم را در موقعيت اوليه او قرار مي دهد و سپس مي‌فرمايد مواظب باشيد و كاري نكنيد كه شيطان شما را هم مثل آنها فريب داده و از بهشت بيرون كنند:

    «يا بَني‏ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ» (الأعراف - 27)

    ترجمه: اى فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد، لباس ايشان را از تن‏شان مى‏كند تا عورت‏هاشان را به ايشان بنماياند، شيطان و دسته وى شما را از آنجايى مى‏بينند كه شما نمى‏بينيد، ما شيطان‌ها را سرپرست كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند.

     

    نتيجه آن كه بهشت آدم و حوا (ع) در ابتدا، آن بهشت موعود و اخروي نبوده است كه شيطان از آن اخراج شده و دوباره به آن برگردد. دقت شود كه عالم آخرت نتيجه‌ي همين عالم است. اهل جهنم در همين عالم در احاطه‌ي جهنم قرار مي‌گيرند و اهل بهشت نيز در همين عالم در صراط مستقيم و بهشت زميني قرار مي‌گيرند و در عالم آخرت به كنه و ملكوت همين دنيا مي‌رسند و در جهنم يا بهشت اخروي جاي مي گيرند. لذا در همين عالم و طول حيات، انسان‌ها مكرر وارد جهنم مي‌شوند و سپس با توبه و بازگشت، از آن خارج مي‌گردند و مكرر وارد بهشت مي‌شوند و با گناه و معصيت از آن خارج مي‌شوند. چون بهشت و جهنم دنيا و برزخ، ورود و خروج دارد. پس براي شيطان هم دارد. و فقط بهشت اخروي است كه هيچ مرگ، اخراج يا فنايي در آن و نعماتش نيست. لذا در آن جا جايي هم براي نگراني، ترس، خوف، غصه، پيري، استهلاك و ... وجود ندارد. چنان چه فرمود:

    «إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنىَ أُوْلَئكَ عَنهَْا مُبْعَدُونَ * لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا  وَ هُمْ فىِ مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَلِدُونَ * لَا يحَْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبرَُ وَ تَتَلَقَّئهُمُ الْمَلَئكَةُ هَاذَا يَوْمُكُمُ الَّذِى كُنتُمْ تُوعَدُونَ» (الأنبياء – 101 تا 103)

    ترجمه: و كسانى كه در باره آنها از جانب ما قلم به نيكى رفته از جهنم دور شوند * و حتى زمزمه آن را نشنوند و در آنچه دلهايشان بخواهد جاودانند * وحشت بزرگ قيامت غمگينشان نكند و فرشتگان به استقبالشان آيند كه اين روزى است كه به شما وعده مى‏دادند.


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (4) 28 بازديد |


نظر 2 مرجع در خصوص وجود مضجع شريف دختر سه ساله حضرت ابا عبدالله الحسين‌(ع)


                                                  
    آيات عظام مكارم شيرازي و نوري همداني نظر خود را در خصوص وجود مضجع شريف دختر سه ساله حضرت ابا عبدالله الحسين‌(ع) اعلام كرده‌اند. 

    پنجم صفر سالروز شهادت ريحانه امام حسين(ع) حضرت رقيه‌(س) است كه سندي بر مظلوميت خاندان پيامبر‌(ص) مي‌باشد، عده‌اي از ارادتمندان به ساحت قدسي اهل بيت‌(ع) در پاسخ به شبهه‌اي كه در برخي محافل مطرح شده نظر دو تن از مراجع عظام تقليد شيعه در اين خصوص را با طرح 4 سؤال جويا شده‌اند.

    1-       صحت وجود دختري با مشخصاتي كه ارباب مقاتل در مورد كيفيت شهادت آن بزرگوار نقل كرده‌اند (درخرابه شام) چيست؟

    2-       صحت انتساب چنين دختري به امام حسين‌(ع) چگونه مي‌باشد؟

    3-       صحت انتساب حرم موجود در نزديك دمشق به دختري به نام حضرت رقيه‌(س) چگونه است؟

    4-       با توجه به موارد گفته شده و پاسخ‌هاي حضرت عالي انجام نذر و اداي آن داراي چه حكمي است؟

    متن كامل نظرات اين دو مرجع تقليد تقديم مي‌گردد

    پاسخ آيت‌الله‌العظمي مكارم شيرازي

    بسمه‌تعالي

    شكي نيست كه دختر كوچكي از امام حسين‌(ع) در شام از دنيا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلي منسوب به همان دختر است، اما اين كه نام آن دختر رقيه بوده يا نام ديگري داشته در بين دانشمندان اسلامي اختلاف نظر وجود دارد هر چند معروف اين است كه نامش رقيه است.

    هميشه موفق باشيد.



    پاسخ آيت‌الله‌العظمي نوري همداني

    بسمه‌تعالي

    در كتاب‌هايي چون كامل بهائي و نفس‌المهموم و كتاب‌هاي معتبر ديگر دختر خردسالي كه برخي نام او را رقيه ناميده‌اند و در شام به شهادت مي‌رسد، براي امام حسين‌(ع) ذكر كرده‌اند و اگر كسي براي آن حضرت نذر كند، بايد آن را ادا نمايد و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت است.





    تاريخ نيز مي‌گويد:

    حضرت سيد‌الشهدا‌(ع) دختري به نام رقيه داشتند كه در سن سه سالگي در خرابه شام به شهادت رسيد(منتخب‌التواريخ ص299) مادر حضرت رقيه مطابق اكثر نقل ها «ام اسحاق» نام دارد كه فضايل و مناقب بسياري را براي آن بانو بر مي‌شمارند. (ترجمه ارشاد ج2 ص197)

    حضرت رقيه در ماه شعبان چشم به جهان گشود، سن مبارك آن حضرت هنگام شهادت سه سال بود.

    عبدالوهاب بن احمد شامفي مصري مشهور به شعراني (م  973 ق) در كتاب المنن باب دهم نقل مي‌كند، نزديك مسجد جامع دمشق بقعه و مرقدي وجود دارد كه به مرقد حضرت رقيه‌(س)، دختر امام حسين‌(ع) معروف است و بر روي سنگي واقع در درگاه آن مرقد نوشته شده است «اين خانه، مكاني است كه به ورود آل پيامبر‌(ص) و دختر امام حسين‌(ع) حضرت رقيه شرافت يافته است.

    مورخ خبير عمادالدين حسن‌بن علي ‌بن محمد طبري، هم عصر خواجه‌ نصيرالدين طوسي در كتاب كامل بهايي مي‌نويسد دخترك سه چهار ساله‌اي كه خاندان امام حسين‌(ع) در خرابه شام شب هنگام، خواب پدر را ديد و بهانه پدر نمود به يزيد گفت: سر پدر را برايش ببرند، سر مقدس را آورده و در كنار دختر قرار دادند، آن دختر از غم پدر فريادي برآورد و جان داد.

    نام حضرت رقيه علاوه بر كتب مشهوري چون لهوف و... در قصيده سوزناك سيف بن عميره، صحابي بزرگ امام صادق‌(ع) آمده و علماي بزرگي همچون شيخ طوسي، نجاشي، علامه حلي و... به آن تصريح كرد‌ه‌اند از (ستاره درخشان شام)

    بخشي از صحبت‌هاي حضرت رقيه‌(س) با سر پدر

    يا ابتاه من‌الذي خضبك بدمائك (پدر چه كسي محاسنت را با خونت خضاب كرد)

    يا ابتاه من‌الذي قطع وريدك (چه كسي رگ گردنت را بريد)

    يا ابتاه ليتني لك الفدا (اي پدر كاش من قربانت مي‌شدم)

    يا ابتاه ليتني توسدت التراب و لا اري شيبك مخضباً بدما (اي پدر كاش خاك مرا در آغوش مي‌كشيد تا محاسنت را به خون رنگي نمي‌ديدم (معالي‌السبطي).

    * غسل و دفن حضرت رقيه

    هنگامي كه زن غساله بدن حضرت رقيه را غسل مي‌داد، ناگاه دست از غسل كشيد و گفت: سرپرست اين اسيران كيست؟ زينب‌(س) فرمود چه مي‌خواهي زن غساله گفت: چرا بدن اين طفل كبود است، آيا به بيماري مبتلا بوده است؟ حضرت در پاسخ فرمودند: اي زن او بيمار نبود، اين كبود‌ها آثار تازيانه و ضربه‌هاي دشمن است (الوقايع و الحوادث ج 5 ص 81)

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 43 بازديد |


نظر رهبري در مورد مشايي


    در مواضع غير اصولي مشايي و نقش‏آفريني‏ها و حاشيه‏سازي‏هاي متعمّدانه او ترديدي نيست. اين رامشايي اكنون همه نيك مي‏دانند كه مشايي علاقه زيادي به اين دارد كه موضوع اصلي كشور باشد. او آن گاه كه حرف و حديث‏ها كمتر مي‏شود به ميدان مي‏آيد تا بار ديگر با اظهاراتي شاذ نظر همه را به سوي خويش جلب كند. انگار از نظر او شرايط مطلوب در كشور شرايطي است كه همه به جاي پرداختن به ساير موضوعات تنها از مشايي صحبت كنند! برداشت عادي از مواضع مشايي اين گونه است كه اگر او موضوع اول كشور نباشد، ناراحت است و اگر موضوع اول كشور باشد، خوشحال.

    مشايي كسي است كه خود را صاحب نظر در بسياري از حوزه‏ها و بالاتر از برخي رجال مطرح سياسي و ديني نيز مي‏داند. شايد از همين روست كه او با وجود تأكيد رئيس جمهور هيچ گاه حاضر نشد تن به مناظره دهد و هر بار به نوعي از مناظره طفره رفت. مشايي طي اين مدت همواره كوشيد تا در يك تريبون يك طرفه ميدان‏دار باشد و از ديالوگ با چهره‏هاي شاخص سياسي يا ديني بپرهيزد.

    مشايي در عين حال به فرصتي براي برخي جريانات سياسي نيز تبديل شده است تا با نفي او، اثبات خود را نتيجه بگيرند يا كنار زدن دولت را دنبال كنند. در واقع در اينجا فقط بحث، بحث مشايي نيست. مشايي براي برخي سيبلي است كه بتوان به طرف آن آسوده نشانه گرفت و كليت ديگري را تخطئه كرد. اينان البته علاقه دارند خود را منتقد واقعي و اصلي مشايي نيز جلوه دهند اما اينكه عملكردشان چقدر به نفع مشايي است و چقدر به ضرر او موضوعي است كه جداگانه بايد بدان پرداخت.

    با اين همه اكنون پرسش اين است كه با آدمي مثل مشايي چه بايد كرد و از مواضع رهبري تا كنون در اين خصوص چگونه مي‏توان برداشت نمود؟ جنس مواجهه با او و نقد او چگونه بايد رقم بخورد كه هدف انقلابيون مستفاد شده باشد نه هدف مشايي؟! به نظر مي‏رسد در اين ميدان انقلابيون كه شاكله تحليلي و عملكردي خود را بر مبناي فرمايشات و مواضع رهبر انقلاب قرار مي‏دهند، مي‏بايست بيش از همه به دنبال تبيين اين مهم از سخنان ايشان باشند.

    رهبر انقلاب تا كنون حداقل سه بار به صورت مستقيم و غيرمستقيم ناگذير از اظهار نظر نسبت به مشايي شده‏اند كه مرور، تأمل و دقت در اين همه مي‏تواند در راستاي پاسخ به اين پرسش مفيد باشد و سرنخ‏هاي خوبي را بدست دهد.

    الف) سخنراني در جمع اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم

    مقام معظم رهبري طي جلسه‏اي كه با اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم داشتند در پاسخ به سوالات شركت كنندگان جلسه مطالبي را مطرح نمودند كه بخشي از آن به دولت، حجاب، بحث مكتب ايراني و مشايي ارتباط داشت. اين سخنان اگر چه به صورت رسمي منتشر نشد، اما يكي از اعضاي جامعه مدرسين جزئيات آن را با رسانه‏ها در ميان گذاشت.

    رهبر انقلاب با دقت و حوصله سخنان دوستان را گوش مي‌دادند و يادداشت برداري مي‌كردند و به آنها پاسخ مي‌دادند. يكي از اعضا مسئله حجاب و عفاف را مطرح كرد و حرف‌هاي او تعريض به بي ‌توجهي برخي مسئولان نسبت به حجاب فقهي بود كه آقا فرمودند:«من اين مطلب را قبول ندارم؛ مسئولان امروز همه حجاب فقهي را قبول دارند ولي اختلاف سليقه در تاكتيك‌هاست.»

    حضرت آقا فرمودند:«فرضا دختري كه حجاب كاملي ندارد اما شب قدر يا در مجلس دعاي كميل شركت و به درگاه خداوند تضرع مي‌كند و يا در راهپيمايي 22 بهمن تصوير امام را مي‌گيرد، نمي‌توان گفت كه بي‌دين است بلكه نمي‌داند حجاب اسلامي چيست كه بايد او را توجيه كرد. بايد در باب حجاب كتاب نوشت و از طرق مختلف مانند فيلم‌هاي تلويزيوني حجاب را تبيين و افراد ناآگاه را ارشاد كرد.»

    رهبر انقلاب با آنكه جهت‌گيري كلي دولت را تائيد كردند و تصريح داشتند نمي‌خواهند يك طرف را تأييد كنند اما اين را به قاطعيت فرمودند كه ”مسئولين فعلي با حجاب فقهي مخالف نيستند ولي در تاكتيك‌ها اختلاف وجود دارد.”

    در حالي كه اكنون برخي تلاش زيادي براي ضدولايت فقيه ساختن از احمدي‏نژاد دارند، آن روز رهبر انقلاب در خصوص حمايت خود از دولت فرمودند:«بنده از همه دولت‌ها حمايت كرده‌ام ولي اين دولت با "دولت‌هاي گذشته" تفاوت دارد و فرق اساسي در اين است كه تلاش نمي كنند حاكميت دوگانه درست كند. در گذشته حرف دشمن القاي حاكميت دوگانه بود و در برخي ادوار هم برخي افراد دنبال القاي اين وضعيت در كشور بودند كه دولت و مجلس در مقابل ولايت فقيه كه محور نظام است، قرار دارد ولي الان اينگونه نيست.» جالب اينكه ايشان در لفظ دولت‏هاي گذشته به صورت عام استفاده كردند و اين بدين معنا بود كه فقط مقصودشان دولت اصلاحات نبود.

    مقام معظم رهبري با قاطعيت فرمودند كه ”در شرايط كنوني اختلاف نظر هست و من هم برخي مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبري چيزي بگويد، رئيس جمهور مي‌پذيرد و به آن عمل مي‌كند” و اين مطلب بسيار مهم است كه برخلاف آنچه القا و تصور مي‌شود كه آقاي احمدي‌نژاد به حرف رهبري گوش نمي‌دهد، آقا تصريح فرمودند كه اينگونه نيست.

    اما مكتب ايراني شايد مهمترين بحثي بود كه به مشايي نيز ارتباط مستقيم پيدا مي كرد. رهبر انقلاب فرمودند:«من با طرح مكتب ايراني مخالفم و نسبت به اين موضوع به آقايان تذكر هم دادم ولي برداشتم اين نيست كه منظور آنها مقابل قرار دادن ايرانيت در برابر اسلاميت باشد. بنده هم همين اعتقاد را دارم كه آقاي احمدي‌نژاد واقعا نمي‌خواهد ايران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد؛ چرا كه هيچ رئيس جمهوري به اندازه او از اسلام و آرمان‌‌ها و ارزش‌هاي اسلامي در سازمان ملل سخن نگفته و بنده با آنكه همواره به مسئولان انتقاد كرده ام اما انصافا او بود كه نام امام زمان(عج) و حضرت زهرا(س) را در محافل بين المللي احيا كرده كه البته اين شرط كافي براي مسئولان نظام اسلامي نيست اما شرط لازم است.»

    رهبر انقلاب درخصوص مشايي گفتند:«شناختي از رحيم مشايي ندارم اما با حرف‌هاي وي مخالفم.» و اين بدين معنا بود كه انگار اصلا مشايي در حد و قواره اظهار نظر رهبري قرار نداشت و رجل سياسي شناخته نمي‏شد!

    ايشان درخصوص دولت تصريح كردند:«من اعتقاد به نصح دارم. ... منتها مراقب باشند كه يك جهت گيري عامي براي زمين زدن دولتي كه حالا نسبت به شعارهاي انقلاب وفادار است، نسبت به رهبري اظهار اطاعت مي كند و چه و چه، ايجاد نشود، به آن حركت كمك نشود. عرض ما اين است. يك جوري نصيحت كنيد كه آن كساني كه قصد ريشه كني دارند، نتوانند استفاده كنند ولي خوب نصيحت كنيد، پيغام بدهيد، كاغذ بنويسيد، اگر يك جايي واقعا ديديد ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومي در مواقع ضروري ايرادي ندارد، اما بايد مراقبت بشود، اين جور نيست كه حالا انسان هر اعتراضي دارد مصلحت باشد كه اين را علني و عمومي كند.»

    ب)سرمقاله حسين شريعتمداري

    حسين شريعتمداري پس از ماجراي انتصاب مشايي به سمت مسئول دفتر رييس جمهور سرمقاله‏اي در كيهان نوشت كه طي آن انتقاداتي كاملا منطقي در خصوص مشايي نيز مطرح بود و البته در ضمن آن مشايي مهره انقلاب مخملي در ايران دانسته شده بود. اين سرمقاله نيز حواشي خاص خود را ايجاد كرد.

    رهبر انقلاب طي سخناني به مسائل روز كشور اشاره كردند و مطالبي گفتند كه حسين شريعتمداري خود را مخاطب آن ديد و در كيهان سرمقاله ديگري در اين خصوص نوشت. رهبر انقلاب فرمودند:«من مى‏بينم تو همين قضاياى سه چهار روز اخير باز بعضى‏ها هى ميخواهند اختلاف‏ها و شكاف‏ها را بيشتر كنند؛ نه، نبايد اختلاف به وجود بيايد؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى بايد بكنند؛ همه بايد براى ساختن كشور به يكديگر كمك بكنند. به كسى نبايد بيهوده تهمت زد؛ كسى را نبايد به خاطر يك امر، از همه‏ى آن چيزهائى كه صلاحيت محسوب ميشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف بايد بود؛ با انصاف بايد عمل كرد؛ با انصاف بايد حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان ميگويد: "و لا يجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى".»

    ايشان در تذكري مهم افزودند:«اگر با كسى دشمنيد، اين دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بى‏انصافى كنيد، بى‏عدالتى كنيد؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نيست. بى‏عدالتى‏ها را همه كنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه كنار بگذارند؛ همه در زير پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بكنند. در كنار هم باشند، اختلاف سليقه هم باشد. چه اشكال دارد؟ هميشه اختلاف سليقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى كه اين اختلاف سليقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، كار خراب ميشود. هواى نفس را بايد خيلى ملاحظه كرد. به خودمان در فريب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشيم. نگاه كنيم ببينيم كجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكليف است؛ و در احساس تكليف هم دقت بكنيم كه قدم از دايره‏ى تكليف آنطرف‏تر نبايد گذاشت؛ زياده‏روى نبايد كرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى كه تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ايران بوده است؛ بعد از اين هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود.»

    حسين شريعتمداري بعد از اين سخنراني رهبري در كيهان با اشاره به سرمقاله روز قبل خود نوشت:«ديروز وقتي بيانات رهبر معظم انقلاب را در جمع اهالي قرآن شنيدم، بي آن كه خود را عددي بدانم تا در خطاب يا ملامت و عتاب آقا جايي داشته باشم، احساس كردم يادداشت ديروزم با عنوان "چه كسي او را اداره مي كند" مي تواند در حوزه ملامت مقتدايم باشد، آنجا كه با اشاره به قضاياي دو سه روز اخير فرموده اند "اين موضوع نبايد موجب دامن زدن به اختلاف شود، ضمن آن كه نبايد به كسي بيهوده تهمت زد و او را به خاطر يك امر، از همه آن چيزهايي كه صلاحيت محسوب مي شود، نفي كرد" و در يادداشت ديروز نگارنده با استناد به تأخير غيرقابل توجيه آقاي احمدي نژاد در اجراي دستورالعمل 7 روز قبل رهبر معظم انقلاب و تعلل سؤال برانگيز ايشان در عزل آقاي مشايي، ضمن گلايه از وي كه چرا به وظيفه شرعي و قانوني خود عمل نكرده است، حضور آقاي مشايي در كنار رئيس جمهور با توجه به برخي از مواضع و عملكرد وي طي 4 سال گذشته، مشكوك تلقي شده و احتمال وابستگي او به جريان موسوم به كودتاي مخملي مطرح گرديده بود...»

    ج) ماجراي مردم اسرائيل

    مشاييماجراي مردم اسرائيل شايد از مهمترين و حاشيه‏دارترين مسائلي بود كه درخصوص مشايي مطرح شد. ماجرايي كه چندين روز به طول انجاميد و صدا و سيما نيز رسما به انعكاس مكرر آن پرداخت. رهبر انقلاب ناگذير در نماز جمعه به اين بحث اشاره كردند و ضمن تأكيد بر اينكه آنچه مشايي در اين خصوص گفته، اشتباه بوده است، فرمودند:«يك نفر پيدا ميشود درباره‏ مردمى كه در اسرائيل زندگى ميكنند، اظهار نظرى ميكند. البته اين اظهار نظر، اظهار نظر غلطى است. اينى كه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم! اين حرف درستى نيست؛ حرف غيرمنطقى‏اى است. مگر مردم اسرائيل كى‏هايند؟...»

    ايشان در عين انتقاد از اين اظهارات و تبيين نادرست بودن آن، اصولگرايان را مخاطب خود قرار داده و فرمودند: «خوب، اين حرف خطائى بود، حرف درستى نبود. اين را نبايد وسيله‏ى التهاب قرار داد. من خواهش ميكنم از همه، اينجور "مسائل كوچك" و "مسائل جزئى" را - حرفى كه بر زبان كسى جارى ميشود؛ مطلبى گفته ميشود - وسيله‏اى قرار ندهند براى اينكه مدتى جريان‏سازى و مسئله‏آفرينى در سرتاسر كشور بشود؛ يك عده مخالف، يك عده موافق، سر قضيه‏اى پوچ. موضع نظام هم معلوم است. تمام شد.»

    رهبر انقلاب بلافاصله در فضاي آن روز به موضوعي فراتر از اين ها اشاره كردند و فرمودند:«يك چيز ديگرى كه اين روزها انسان مشاهده ميكند - كه اين را هم ميخواهم بخصوص از نخبگان خواهش كنم كه توجه كنند - قضاوتهاى درباره‏ى مسائل دولت و كارهاى دولت است... من نگرانى‏ام از اين نيست كه حرفى زده شود، از كسى انتقاد شود؛ نه. يك نفر انتقاد ميكند، يك نفر هم جواب ميدهد. نگرانى من از رائج شدنِ اخلاق بى‏انصافى در جامعه است. خدمات فراوانى انجام ميگيرد، انسان همه را كنار بگذارد، به نقطه‏اى بچسبد، اين درست نيست. البته اين خطاب به همه است. اين را ما به شخص خاصى، به گروه خاصى، به جناح خاصى عرض نميكنيم، اين را به همه عرض ميكنيم. همه مراقب باشند يكديگر را تخريب نكنند. اين فضاى تخريب، فضاى خوبى نيست. مردم هم خوششان نمى‏آيد. من اين را حالا در حضور شما مردم به آن حضرات ميگويم: اگر شما خيال ميكنيد كه شما بيائيد بنشينيد و فلان مسئول يا فلان جريان را مذمت كنيد، مردم لذت ميبرند و خوششان مى‏آيد، اشتباه ميكنيد. مردم از فضاى تخريب خوششان نمى‏آيد.»

    جمع بندي

    از اين همه چند نكته به ذهن متبادر مي‏شود. نخست اينكه انتقادات مطرح درخصوص مشايي صرفا فضاسازي نيست و اين انتقادات در برخي موارد وارد است چنانكه رهبري هم در مواردي اظهار موضع كردند و البته در برخي ديگر ممكن است وارد نباشد. متأسفانه انتقادات از مشايي به عناويني كودكانه و سياسي‏كارانه تقليل پيدا كرده؛ حال آنكه مي‏توان جدي‏تر و عالمانه‏تر در اين خصوص سخن گفت و منطقي استدلال كرد.

    ديگر اينكه تفكيك ميان دولت و فعاليت انقلابي و رو به جلوي دولت با اظهارات پراكنده كساني چون مشايي مسئله‏اي است كه رهبر انقلاب نيز انجام داده‏اند. ايشان در سخنان خود دولت دهم را با دولت شهيد رجايي مقايسه كردند و به صراحت از بي‏انصافي‏ها عليه دولت انتقاد نمودند.

    مسئله ديگر اينكه اگر چه گاه برخي اظهارات مشايي فاقد درستي صد‏در‏صدي است اما ضريب دادن به آن و مطرح كردن آن به عنوان موضوع اصلي كشور و بزرگ كردن كسي چون مشايي مورد انتقاد رهبري بوده است. اين مسئله خود را حتي در موضوعات قابل توجهي چون "دوستي مردم اسرائيل" و "مكتب ايراني" كه شايد از حاشيه‏برانگيزترين موضوعات مرتبط با مشايي بوده است نيز نشان مي‏دهد. به نظر مي‏رسد برخي تعمد خاصي در تقابل با اين نگاه رهبري دارند.

    و دست آخر اينكه تفاوت جريان سوم و دو جريان مشايي و آنتي مشايي در عنصر اخلاق خلاصه مي‏شود. جريان آنتي‏مشايي جرياني است كه مي‏كوشد با نفي مشايي و بزرگ كردن او خود را اثبات كند. مثلا اينكه حضرت نوح به موضوع اول كشور تبديل شود، قطعا كمي خنده‏دار به نظر مي‏رسد. اين هر دو جريان عليه احمدي‏نژاد و گفتمان سوم تير و نيز در مخالفت با مشي مطلوب رهبر انقلاب و در عين حال به نفع مشايي تا كنون عمل كرده‏اند. از نظر ما هر دو جريان مشايي‏چي هستند! نوع مواجهه و نوع انتقاد در عين تأكيد بر بيان آن، موضوعيت دارد. در واقع اگر جريان سوم گاه سكوت را برمي‏گزيند به خاطر مماشات نيست؛ بلكه از اين روست كه گاه برخي انتقادات و فضاسازي‏ها را واقعي نمي‏داند يا موضوعيت اصلي براي آن قائل نيست. جريان سوم در عين حال برخي تحركات و ديدگاه‏هاي مشايي را نمي‏پذيرد و در اين باب جدا نگران است و به رئيس جمهور هم هشدار مي‏دهد؛ اما خيال‏پرداز و سياسي‏كار هم نيست. برخي اصرار دارند همه دولت را مشايي كنند و بعد هم انگ ضد روحانيت و ضد ولايت فقيه و فاسد و كذا به آن بزنند. از نظر جريان سوم اين جريان، يك جريان سياسي است كه اين دست از كليدواژه هايش خواسته يا ناخواسته نعل به نعل با گزاره‏هايي كه هاشمي مطرح مي‏كند تطابق دارد. اين ادعا در مقاله‏اي جداگانه قابل بررسي است.


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 101 بازديد |


سرانجام نامه هاي كوفيان


                              سرانجام نامه هاي كوفيان             
                                         فايل صوتي رهبر معظم انقلاب      
     
                                  http://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=10681    
     
     
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 41 بازديد |


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 صفحه بعد

مطالب پيشين

  • آدرس جديد وبلاگم
  • شرايط طلبگي از نگاه آيت‌الله مظاهري
  • يكي از وظايف روحانيون
  • خودتان قضاوت كنيد(هاشمي بايدبماند يا برود؟)
  • فحاشي اشباه الرجال به فائزه هاشمي
  • مسئول ريخته شدن خون ژاله چه كسي است ؟
  • چرا رهبري در مورد جريانات اخير سخني نگفتند ؟
  • نظرم در مورد مختار
  • كمبود يك خميني در مصر...
  • صلوات خاصه امام رضا (ع)
  • رئيس مصلحت كجا ؟
  • روزِ زيبا و دلگير
  • نزول باران
  • دنياي كودكي
  • فعاليت زنان در خارج خانه
  • شهيدسيدمجتبي نواب صفوي و فدائيان اسلام
  • پاسخ شبهه
  • نظر 2 مرجع در خصوص وجود مضجع شريف دختر سه ساله حضرت ابا عبدالله الحسين‌(ع)
  • نظر رهبري در مورد مشايي
  • سرانجام نامه هاي كوفيان

  • درباره




    آدرس جديد وبلاگم www.jaberpelakfa.mihanblog.com


    عضویت سریع

    مطالب اتفاقی

    مطالب محبوب

    اخبار سایت

    آرشیو

    Powered By pelakfa.com Copyright © 2009 by jaber