در مواضع غير اصولي مشايي و نقشآفرينيها و حاشيهسازيهاي متعمّدانه او ترديدي نيست. اين را
اكنون همه نيك ميدانند كه مشايي علاقه زيادي به اين دارد كه موضوع اصلي كشور باشد. او آن گاه كه حرف و حديثها كمتر ميشود به ميدان ميآيد تا بار ديگر با اظهاراتي شاذ نظر همه را به سوي خويش جلب كند. انگار از نظر او شرايط مطلوب در كشور شرايطي است كه همه به جاي پرداختن به ساير موضوعات تنها از مشايي صحبت كنند! برداشت عادي از مواضع مشايي اين گونه است كه اگر او موضوع اول كشور نباشد، ناراحت است و اگر موضوع اول كشور باشد، خوشحال.
مشايي كسي است كه خود را صاحب نظر در بسياري از حوزهها و بالاتر از برخي رجال مطرح سياسي و ديني نيز ميداند. شايد از همين روست كه او با وجود تأكيد رئيس جمهور هيچ گاه حاضر نشد تن به مناظره دهد و هر بار به نوعي از مناظره طفره رفت. مشايي طي اين مدت همواره كوشيد تا در يك تريبون يك طرفه ميداندار باشد و از ديالوگ با چهرههاي شاخص سياسي يا ديني بپرهيزد.
مشايي در عين حال به فرصتي براي برخي جريانات سياسي نيز تبديل شده است تا با نفي او، اثبات خود را نتيجه بگيرند يا كنار زدن دولت را دنبال كنند. در واقع در اينجا فقط بحث، بحث مشايي نيست. مشايي براي برخي سيبلي است كه بتوان به طرف آن آسوده نشانه گرفت و كليت ديگري را تخطئه كرد. اينان البته علاقه دارند خود را منتقد واقعي و اصلي مشايي نيز جلوه دهند اما اينكه عملكردشان چقدر به نفع مشايي است و چقدر به ضرر او موضوعي است كه جداگانه بايد بدان پرداخت.
با اين همه اكنون پرسش اين است كه با آدمي مثل مشايي چه بايد كرد و از مواضع رهبري تا كنون در اين خصوص چگونه ميتوان برداشت نمود؟ جنس مواجهه با او و نقد او چگونه بايد رقم بخورد كه هدف انقلابيون مستفاد شده باشد نه هدف مشايي؟! به نظر ميرسد در اين ميدان انقلابيون كه شاكله تحليلي و عملكردي خود را بر مبناي فرمايشات و مواضع رهبر انقلاب قرار ميدهند، ميبايست بيش از همه به دنبال تبيين اين مهم از سخنان ايشان باشند.
رهبر انقلاب تا كنون حداقل سه بار به صورت مستقيم و غيرمستقيم ناگذير از اظهار نظر نسبت به مشايي شدهاند كه مرور، تأمل و دقت در اين همه ميتواند در راستاي پاسخ به اين پرسش مفيد باشد و سرنخهاي خوبي را بدست دهد.
الف) سخنراني در جمع اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم
مقام معظم رهبري طي جلسهاي كه با اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم داشتند در پاسخ به سوالات شركت كنندگان جلسه مطالبي را مطرح نمودند كه بخشي از آن به دولت، حجاب، بحث مكتب ايراني و مشايي ارتباط داشت. اين سخنان اگر چه به صورت رسمي منتشر نشد، اما يكي از اعضاي جامعه مدرسين جزئيات آن را با رسانهها در ميان گذاشت.
رهبر انقلاب با دقت و حوصله سخنان دوستان را گوش ميدادند و يادداشت برداري ميكردند و به آنها پاسخ ميدادند. يكي از اعضا مسئله حجاب و عفاف را مطرح كرد و حرفهاي او تعريض به بي توجهي برخي مسئولان نسبت به حجاب فقهي بود كه آقا فرمودند:«من اين مطلب را قبول ندارم؛ مسئولان امروز همه حجاب فقهي را قبول دارند ولي اختلاف سليقه در تاكتيكهاست.»
حضرت آقا فرمودند:«فرضا دختري كه حجاب كاملي ندارد اما شب قدر يا در مجلس دعاي كميل شركت و به درگاه خداوند تضرع ميكند و يا در راهپيمايي 22 بهمن تصوير امام را ميگيرد، نميتوان گفت كه بيدين است بلكه نميداند حجاب اسلامي چيست كه بايد او را توجيه كرد. بايد در باب حجاب كتاب نوشت و از طرق مختلف مانند فيلمهاي تلويزيوني حجاب را تبيين و افراد ناآگاه را ارشاد كرد.»
رهبر انقلاب با آنكه جهتگيري كلي دولت را تائيد كردند و تصريح داشتند نميخواهند يك طرف را تأييد كنند اما اين را به قاطعيت فرمودند كه ”مسئولين فعلي با حجاب فقهي مخالف نيستند ولي در تاكتيكها اختلاف وجود دارد.”
در حالي كه اكنون برخي تلاش زيادي براي ضدولايت فقيه ساختن از احمدينژاد دارند، آن روز رهبر انقلاب در خصوص حمايت خود از دولت فرمودند:«بنده از همه دولتها حمايت كردهام ولي اين دولت با "دولتهاي گذشته" تفاوت دارد و فرق اساسي در اين است كه تلاش نمي كنند حاكميت دوگانه درست كند. در گذشته حرف دشمن القاي حاكميت دوگانه بود و در برخي ادوار هم برخي افراد دنبال القاي اين وضعيت در كشور بودند كه دولت و مجلس در مقابل ولايت فقيه كه محور نظام است، قرار دارد ولي الان اينگونه نيست.» جالب اينكه ايشان در لفظ دولتهاي گذشته به صورت عام استفاده كردند و اين بدين معنا بود كه فقط مقصودشان دولت اصلاحات نبود.
مقام معظم رهبري با قاطعيت فرمودند كه ”در شرايط كنوني اختلاف نظر هست و من هم برخي مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبري چيزي بگويد، رئيس جمهور ميپذيرد و به آن عمل ميكند” و اين مطلب بسيار مهم است كه برخلاف آنچه القا و تصور ميشود كه آقاي احمدينژاد به حرف رهبري گوش نميدهد، آقا تصريح فرمودند كه اينگونه نيست.
اما مكتب ايراني شايد مهمترين بحثي بود كه به مشايي نيز ارتباط مستقيم پيدا مي كرد. رهبر انقلاب فرمودند:«من با طرح مكتب ايراني مخالفم و نسبت به اين موضوع به آقايان تذكر هم دادم ولي برداشتم اين نيست كه منظور آنها مقابل قرار دادن ايرانيت در برابر اسلاميت باشد. بنده هم همين اعتقاد را دارم كه آقاي احمدينژاد واقعا نميخواهد ايران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد؛ چرا كه هيچ رئيس جمهوري به اندازه او از اسلام و آرمانها و ارزشهاي اسلامي در سازمان ملل سخن نگفته و بنده با آنكه همواره به مسئولان انتقاد كرده ام اما انصافا او بود كه نام امام زمان(عج) و حضرت زهرا(س) را در محافل بين المللي احيا كرده كه البته اين شرط كافي براي مسئولان نظام اسلامي نيست اما شرط لازم است.»
رهبر انقلاب درخصوص مشايي گفتند:«شناختي از رحيم مشايي ندارم اما با حرفهاي وي مخالفم.» و اين بدين معنا بود كه انگار اصلا مشايي در حد و قواره اظهار نظر رهبري قرار نداشت و رجل سياسي شناخته نميشد!
ايشان درخصوص دولت تصريح كردند:«من اعتقاد به نصح دارم. ... منتها مراقب باشند كه يك جهت گيري عامي براي زمين زدن دولتي كه حالا نسبت به شعارهاي انقلاب وفادار است، نسبت به رهبري اظهار اطاعت مي كند و چه و چه، ايجاد نشود، به آن حركت كمك نشود. عرض ما اين است. يك جوري نصيحت كنيد كه آن كساني كه قصد ريشه كني دارند، نتوانند استفاده كنند ولي خوب نصيحت كنيد، پيغام بدهيد، كاغذ بنويسيد، اگر يك جايي واقعا ديديد ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومي در مواقع ضروري ايرادي ندارد، اما بايد مراقبت بشود، اين جور نيست كه حالا انسان هر اعتراضي دارد مصلحت باشد كه اين را علني و عمومي كند.»
ب)سرمقاله حسين شريعتمداري
حسين شريعتمداري پس از ماجراي انتصاب مشايي به سمت مسئول دفتر رييس جمهور سرمقالهاي در كيهان نوشت كه طي آن انتقاداتي كاملا منطقي در خصوص مشايي نيز مطرح بود و البته در ضمن آن مشايي مهره انقلاب مخملي در ايران دانسته شده بود. اين سرمقاله نيز حواشي خاص خود را ايجاد كرد.
رهبر انقلاب طي سخناني به مسائل روز كشور اشاره كردند و مطالبي گفتند كه حسين شريعتمداري خود را مخاطب آن ديد و در كيهان سرمقاله ديگري در اين خصوص نوشت. رهبر انقلاب فرمودند:«من مىبينم تو همين قضاياى سه چهار روز اخير باز بعضىها هى ميخواهند اختلافها و شكافها را بيشتر كنند؛ نه، نبايد اختلاف به وجود بيايد؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى بايد بكنند؛ همه بايد براى ساختن كشور به يكديگر كمك بكنند. به كسى نبايد بيهوده تهمت زد؛ كسى را نبايد به خاطر يك امر، از همهى آن چيزهائى كه صلاحيت محسوب ميشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف بايد بود؛ با انصاف بايد عمل كرد؛ با انصاف بايد حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان ميگويد: "و لا يجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى".»
ايشان در تذكري مهم افزودند:«اگر با كسى دشمنيد، اين دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بىانصافى كنيد، بىعدالتى كنيد؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نيست. بىعدالتىها را همه كنار بگذارند؛ بىانصافىها را همه كنار بگذارند؛ همه در زير پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بكنند. در كنار هم باشند، اختلاف سليقه هم باشد. چه اشكال دارد؟ هميشه اختلاف سليقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى كه اين اختلاف سليقهها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، كار خراب ميشود. هواى نفس را بايد خيلى ملاحظه كرد. به خودمان در فريب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشيم. نگاه كنيم ببينيم كجا نفس است و هوىهاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكليف است؛ و در احساس تكليف هم دقت بكنيم كه قدم از دايرهى تكليف آنطرفتر نبايد گذاشت؛ زيادهروى نبايد كرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى كه تا امروز به فضل الهى، به حول و قوهى الهى، لطف الهى با ملت ايران بوده است؛ بعد از اين هم انشاءاللَّه خواهد بود.»
حسين شريعتمداري بعد از اين سخنراني رهبري در كيهان با اشاره به سرمقاله روز قبل خود نوشت:«ديروز وقتي بيانات رهبر معظم انقلاب را در جمع اهالي قرآن شنيدم، بي آن كه خود را عددي بدانم تا در خطاب يا ملامت و عتاب آقا جايي داشته باشم، احساس كردم يادداشت ديروزم با عنوان "چه كسي او را اداره مي كند" مي تواند در حوزه ملامت مقتدايم باشد، آنجا كه با اشاره به قضاياي دو سه روز اخير فرموده اند "اين موضوع نبايد موجب دامن زدن به اختلاف شود، ضمن آن كه نبايد به كسي بيهوده تهمت زد و او را به خاطر يك امر، از همه آن چيزهايي كه صلاحيت محسوب مي شود، نفي كرد" و در يادداشت ديروز نگارنده با استناد به تأخير غيرقابل توجيه آقاي احمدي نژاد در اجراي دستورالعمل 7 روز قبل رهبر معظم انقلاب و تعلل سؤال برانگيز ايشان در عزل آقاي مشايي، ضمن گلايه از وي كه چرا به وظيفه شرعي و قانوني خود عمل نكرده است، حضور آقاي مشايي در كنار رئيس جمهور با توجه به برخي از مواضع و عملكرد وي طي 4 سال گذشته، مشكوك تلقي شده و احتمال وابستگي او به جريان موسوم به كودتاي مخملي مطرح گرديده بود...»
ج) ماجراي مردم اسرائيل
ماجراي مردم اسرائيل شايد از مهمترين و حاشيهدارترين مسائلي بود كه درخصوص مشايي مطرح شد. ماجرايي كه چندين روز به طول انجاميد و صدا و سيما نيز رسما به انعكاس مكرر آن پرداخت. رهبر انقلاب ناگذير در نماز جمعه به اين بحث اشاره كردند و ضمن تأكيد بر اينكه آنچه مشايي در اين خصوص گفته، اشتباه بوده است، فرمودند:«يك نفر پيدا ميشود درباره مردمى كه در اسرائيل زندگى ميكنند، اظهار نظرى ميكند. البته اين اظهار نظر، اظهار نظر غلطى است. اينى كه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم! اين حرف درستى نيست؛ حرف غيرمنطقىاى است. مگر مردم اسرائيل كىهايند؟...»
ايشان در عين انتقاد از اين اظهارات و تبيين نادرست بودن آن، اصولگرايان را مخاطب خود قرار داده و فرمودند: «خوب، اين حرف خطائى بود، حرف درستى نبود. اين را نبايد وسيلهى التهاب قرار داد. من خواهش ميكنم از همه، اينجور "مسائل كوچك" و "مسائل جزئى" را - حرفى كه بر زبان كسى جارى ميشود؛ مطلبى گفته ميشود - وسيلهاى قرار ندهند براى اينكه مدتى جريانسازى و مسئلهآفرينى در سرتاسر كشور بشود؛ يك عده مخالف، يك عده موافق، سر قضيهاى پوچ. موضع نظام هم معلوم است. تمام شد.»
رهبر انقلاب بلافاصله در فضاي آن روز به موضوعي فراتر از اين ها اشاره كردند و فرمودند:«يك چيز ديگرى كه اين روزها انسان مشاهده ميكند - كه اين را هم ميخواهم بخصوص از نخبگان خواهش كنم كه توجه كنند - قضاوتهاى دربارهى مسائل دولت و كارهاى دولت است... من نگرانىام از اين نيست كه حرفى زده شود، از كسى انتقاد شود؛ نه. يك نفر انتقاد ميكند، يك نفر هم جواب ميدهد. نگرانى من از رائج شدنِ اخلاق بىانصافى در جامعه است. خدمات فراوانى انجام ميگيرد، انسان همه را كنار بگذارد، به نقطهاى بچسبد، اين درست نيست. البته اين خطاب به همه است. اين را ما به شخص خاصى، به گروه خاصى، به جناح خاصى عرض نميكنيم، اين را به همه عرض ميكنيم. همه مراقب باشند يكديگر را تخريب نكنند. اين فضاى تخريب، فضاى خوبى نيست. مردم هم خوششان نمىآيد. من اين را حالا در حضور شما مردم به آن حضرات ميگويم: اگر شما خيال ميكنيد كه شما بيائيد بنشينيد و فلان مسئول يا فلان جريان را مذمت كنيد، مردم لذت ميبرند و خوششان مىآيد، اشتباه ميكنيد. مردم از فضاى تخريب خوششان نمىآيد.»
جمع بندي
از اين همه چند نكته به ذهن متبادر ميشود. نخست اينكه انتقادات مطرح درخصوص مشايي صرفا فضاسازي نيست و اين انتقادات در برخي موارد وارد است چنانكه رهبري هم در مواردي اظهار موضع كردند و البته در برخي ديگر ممكن است وارد نباشد. متأسفانه انتقادات از مشايي به عناويني كودكانه و سياسيكارانه تقليل پيدا كرده؛ حال آنكه ميتوان جديتر و عالمانهتر در اين خصوص سخن گفت و منطقي استدلال كرد.
ديگر اينكه تفكيك ميان دولت و فعاليت انقلابي و رو به جلوي دولت با اظهارات پراكنده كساني چون مشايي مسئلهاي است كه رهبر انقلاب نيز انجام دادهاند. ايشان در سخنان خود دولت دهم را با دولت شهيد رجايي مقايسه كردند و به صراحت از بيانصافيها عليه دولت انتقاد نمودند.
مسئله ديگر اينكه اگر چه گاه برخي اظهارات مشايي فاقد درستي صددرصدي است اما ضريب دادن به آن و مطرح كردن آن به عنوان موضوع اصلي كشور و بزرگ كردن كسي چون مشايي مورد انتقاد رهبري بوده است. اين مسئله خود را حتي در موضوعات قابل توجهي چون "دوستي مردم اسرائيل" و "مكتب ايراني" كه شايد از حاشيهبرانگيزترين موضوعات مرتبط با مشايي بوده است نيز نشان ميدهد. به نظر ميرسد برخي تعمد خاصي در تقابل با اين نگاه رهبري دارند.
و دست آخر اينكه تفاوت جريان سوم و دو جريان مشايي و آنتي مشايي در عنصر اخلاق خلاصه ميشود. جريان آنتيمشايي جرياني است كه ميكوشد با نفي مشايي و بزرگ كردن او خود را اثبات كند. مثلا اينكه حضرت نوح به موضوع اول كشور تبديل شود، قطعا كمي خندهدار به نظر ميرسد. اين هر دو جريان عليه احمدينژاد و گفتمان سوم تير و نيز در مخالفت با مشي مطلوب رهبر انقلاب و در عين حال به نفع مشايي تا كنون عمل كردهاند. از نظر ما هر دو جريان مشاييچي هستند! نوع مواجهه و نوع انتقاد در عين تأكيد بر بيان آن، موضوعيت دارد. در واقع اگر جريان سوم گاه سكوت را برميگزيند به خاطر مماشات نيست؛ بلكه از اين روست كه گاه برخي انتقادات و فضاسازيها را واقعي نميداند يا موضوعيت اصلي براي آن قائل نيست. جريان سوم در عين حال برخي تحركات و ديدگاههاي مشايي را نميپذيرد و در اين باب جدا نگران است و به رئيس جمهور هم هشدار ميدهد؛ اما خيالپرداز و سياسيكار هم نيست. برخي اصرار دارند همه دولت را مشايي كنند و بعد هم انگ ضد روحانيت و ضد ولايت فقيه و فاسد و كذا به آن بزنند. از نظر جريان سوم اين جريان، يك جريان سياسي است كه اين دست از كليدواژه هايش خواسته يا ناخواسته نعل به نعل با گزارههايي كه هاشمي مطرح ميكند تطابق دارد. اين ادعا در مقالهاي جداگانه قابل بررسي است.